Vortrag Prof. Javad Abbasi (Mashhad): "The Shahnamah and versified historiography under Mongol rule"

Der Vortrag beschäftigt sich mit der Rezeption des Shahnamah in der Mongolenzeit und dem Entstehen weiterer Versepene in der Tradition Ferdowsis. Vortragssprache ist Persisch!

Veranstaltungsdaten

10. Dezember 2018 16:00 – 10. Dezember 2018 18:00

CNMS Raum 00A23

چکیده:
پس از ورود اسلام به ایران و در پی حرکتی که در نهضت شعوب يه به اوج رسيد، تو جه ایرانيان به روایات مل ی خودشان جلب شد.
با تشكيل حكومتهاي مستقل و احياي هو یت ایرانی بهویژه در زمان سا مانيان، این روند رشد چشمگيرتري یافت و به عرصههایی
چون زبان و ادب يات کشيده شد. این امر ایرانيان را در مسير ترجمه، تأليف و سرودن روایات حماسی - م ل یِ رایج در ایران پيش از
اسلام قرار داد؛ در چنين شرایطی بود که چندین خداینامه به عربی ترجمه شد و چند شاهنامۀ حماسی - م ل ی به نظم و نثر پدید
آمد )اسلامی ندوشن، 1387 : 10 - 11 (. در واقع تاریخ ایران باستان در قالب افكار حماسی شدید به گونهاي جلوه داده شد که
ایرانيان را بيش از پيش به گذشتۀ خود مغرور و از وضع موجود ناراضی کند )صفا، 1333 : 143 (. این نگرش که تا دورۀ نزدیك به
عهد مغول با فراز و نشيبهایی محتواي قالب شاهنامهها و منظومههاي ایرانی بود، ازآن پس بهتدریج از منظومههاي حماسی -
مل ی به سمت منظومههاي حماسی- تاریخی و منظومههاي حماسی- دینی تغيير جهت داد. محتواي منظومههاي حماسی - تاریخی
عمدتاً تاریخ ایران بعد از اسلام را دربر میگرفت. پيدایش شاهنامههاي تاریخی در دورۀ مغول را میتوان در عين حال نتيجۀ فضایی
دانست که بهدنبال نهضت تاریخنگاري در عرصۀ ادب يات در ایران پدید آمده بود.در این دوره، حوادث تاریخی یا داستانهاي قهرمانی
مربوط به شخصي تهاي تاریخی موضوع اصلی شاهنامهها شد )رزمجو، 1385 : 78 (.نهضت سرودن منظومههاي تاریخی که در
عهد تيموریان به رشد و ترق ی رسيده بود )اته، 1356 : 62 ( تا عصر قاجار نيز کمابيش ادامه یافت )مرتضوي، 1370 : 589 (. در این
ميان در عصر صفوي، پيشوایان و قهرمانان مذهبی – بهویژه شيعی - نيز موضوع شاهنامهها قرار گرفتند.
توجّه به شاهنامۀ فردوسی در دورۀ مغول
هنگامی که نگارش شاهنامههاي حماسی جاي خود را به شاهنامههاي تاریخی داد، شاهنامۀ فردوسی همچنان به عنوان الگویی
بینظير مطرح بود و بنابراین به شكلهاي گوناگون شاهد عنایت به شاهنامۀ فردوسی هستيم؛ آنچنان که نوعی از شاهنامهپژوهی
براي نخستين بار توسط حمدالله مستوفی آغاز گردید )ریاحی، 1372 : 311 - 309 (.شعراي این عصر فردوسی را ستودند و در آثار
خود از او تأثير پذیرفتند. تاریخنگاران نيز به فردوسی و شاهنامه تو جه خا ص ی داشتند. آنان در تاریخهاي خود از طریق تشبيه و
تمثيل به شاهنامۀ فردوسی نظر داشته و براي افزایش نيروي کلام منثور خویش از اشعار شاهنامه در لابهلاي روایات تاریخی بهره
میگرفتند )راشكی، 1389 : 35 - 30 .)
علاوه بر نخبگان، شعرا و تاریخنگاران ایرانی، حاکمان مغول نيز به شاهنامه عنایت و تو جهی در خور داشتند.گویا آنان دریافته بودند
ایران جامعهاي است که در آن مفاهيم سياسی مستقيماً از گذشتههاي دور نشأت میگيرد. بنابراین، تلاش داشتند با استفاده از
نمادهاي فرهنگی- سياسی همچون شاهنامه، به نوعی خود را به گذشتۀ افسانهاي و تاریخی ایرانيان ارتباط دهند )وینگ، 2007 : 32 .)
از اینرو است که در عهد فرمانروایی هلاکوخان، بنيانگذار حكومت ایلخانان مغول درایران ، شاعري از اهالی کازرون به نام
ابوالفضل بن احمد بن بَنجير کازرونی متخ ل ص به قانع، شاهنامۀ فردوسی را از ابتدا تا انتها در قالب وزنی متفاوت با آنچه که
فردوسی سروده بود، به نظم کشيد و در پایانِ حكایت هر یك از شاهان، مدح و تخ لصی نيز به هولاکو اختصاص داد. جالب این
که وقتی قانع این شاهنامه را به هلاکو تقدیم کرد، مورد استقبال بسيار واقع شد و در حق وي مق رري خوبی برقرار گردید )ابن
الفوطی، 1414 ق: 3 / 317 (. همچنين بر دیوارههاي کاخ تفریحی - شكاريِ اباقاخان در تخت سليمان، اشعاري از فردوسی نقش بسته
بود ) Wing, 2007: 33 .) بالاخره آن که علاقه و دلبستگی برخی از ایلخانان به شاهنامه به گونهاي بود که رغبت یافتند تاریخ
نياکان آنان نيز به سبك و سياق شاهكار ایرانی به نظم کشيده شود )مرتضوي، 1370 : 592 - 591 و 604 - 603 .)
بدین تریتب مجموعهاي از زمينههاي موجود در جامعۀ ایرانی و در مقياسی کمتر س نتهاي مغولی به رونق شاهنامهشناسی و
شاهنامهسرایی در قرون هفتم و هشتم هجري انجاميد.تاریخ سروده هاي زجاجی تبریزي ) همایوننامه(، حمدالله مستوفی) ظفرنامه(،
نورال دین اژدري ) غازاننامه(، شمسالد ین کاشانی ) شهنامه( و احمد تبریزي ) شهنشاهنامه( در چنين فضایی پدید آمدند.

Referierende

Professor Javad Abbasi (Ferdowsi University of Mashhad, Department of History)

Veranstalter

Fachgebiet Iranistik

Kontakt